عبدالله مستوفى
256
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
و برخاستن ساعت هفت صبح تجديد شد . در هر صفحه نيمساعت براى ترجمه وقت صرف ميكردم و در فاصلهء هر صفحه ده دقيقه سيگارى ميكشيدم و نوشتههاى خود را تصحيح ميكردم سه ساعت و نيم وقتم اينطور ميگذشت . در مدت روز آنچه را صبحى نوشته بودم ، بتفريق يك بار ديگر مطالعه و در كتابچهها پاكنويس مينمودم بطوريكه در اواخر بهار سال 1326 از كار ترجمه و پاكنويس آن فارغ شدم و يكى دو ماه هم صرف حاشيههاى آن كردم و در اواخر جمادى الاخرهء اين سال كار انجام شد . وباى روسيه وبائيكه در سال 1322 بايران سرايت كرده بود ، از راه قفقاز و تركستان به خاك روسيه هم آمد و در سال 1325 بپطرزبورغ سرايت كرده و حتى عدهء تلفات به روزى هفتصد نفر هم بالغ شد ولى البته با جمعيت يك ميليون و نيمى پطرزبورغ چندان زياد نبود . ما در سفارت همگى از آقا و نوكر دو دفعه در فاصلهء يكهفته تلقيح كرديم . در اين ضمن ماه رمضان هم رسيد ، چون دكتر ميگفت شكم پر و خالى ، هر دو براى گرفتن و با استعداد دارد و روزه هم با هر دو توأم است ، بنابراين در رمضان سال 1325 تا روز 18 رمضان روزه نگرفتم . ولى چون در اينوقت عدهء اموات روزانه نصف شده بود ، از 19 تا آخر ماه را روزه گرفتم و چون و با در شهر پطرزبورغ تا رمضان ديگر دوام داشت ، قضاى آن را بمراجعت ايران موكول كردم . و با در پطرزبورغ مرض محلى شده بود ، روزهاى يكشنبه به جهت تعطيل و گردش مردم بخصوص عرقخورى عملجات ، عدهء مبتلا كه در ظرف هفته كم شده بود ، باز زياد ميشد . اگر گاهى عيد ديگرى هم كه در آنوقت در روسيه زياد بود پيش ميامد ، عدهء مبتلايان به دو سه مقابل هفتهء قبل ميرسيد و مدتى وقت لازم بود كه به حالت قبلى برگردد . با هيچ تدبيرى ممكن نبود اين مرض را از اين پايتخت كه يك ميليون و نيم نفر سكنه دارد پاك كنند . حتى در 1328 هم كه من بتهران مراجعت كردم ، باز هم وباى پطرزبورغ تمام نشده و با همان نوسان يكشنبهها و عيدها در كار بود منتهى عدهء مبتلايان بين بيست تا هفت هشت نفر بالا و پائين ميآمد . البته از تاريخ عيد نوروز كه در اين سه سالهء اقامت من در پطرزبورغ از اوائل محرم باوائل صفر منتقل شده است ، متوجه هستند كه ماه رمضان ، در دورئسى و پنج شش سالهء گردش خود ، دارد قوص صعود را ميپيمايد . بنابراين هرچه جلو ميرويم ، روزها بلندتر مىشود چنان كه در رمضان سال 1325 روزهاى آخر رمضان موقع افطار بساعت پنج بعد از ظهر رسيده روزى دوازده سيزده ساعت روزه بايد داشت . من هم در سفارت منزل دارم و وسايل سحرى خوردنم سهلتر شده است و چون كارى هم نيست ، روزها را بيشتر ميتوانم بخوابم . بىعمامه هم مىشود زن عقد كرد ؟ ! گويا در همين سال قبل از حراج اثاثيهء سفارت و ماه رمضان بود كه تازه از خواب برخاسته و مشغول اصلاح سروصورت بودم ، ديدم دربان سفارت آمد كه يكى از اتباع ايران است كارى دارد . ميدانيم كه اگر اين مرد از اتباع پتوپاره بود ، بقول مشهدى حسن